علیرضا علیرضا ، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

علیرضا داوودآبادی قند عسل مامان و بابا

واکسن دوماهگی

علیرضا جوووونم امروز با دو سه روز تاخیر من و بابایی بردیمت تا واکسن دو   ماهگیتو  بزنی. همش دعا میکردم که خیلی کم درد بکشی. واکسنو که به پای   نازت زد خیلی  گریه کردی و حسابی دل من و بابایی آتیش گرفت. بعدم که رفتیم   خونه دمغ بودی و  نای جیغ زدن نداشتی. خانمی که واکسنتو زد گفت که مواظب   باشم تا تبت بالا نره.   علیرضا جونم شب اول از ترس این که تو تب داشته باشی و من خواب باشم و   نفهمم اصلا نخابیدم و همش بالا سرت چکت میکردم. 6 صبح بود که دیگه بابایی   اومد بالا  سرت و من رفتم خابیدم. از خواب که پاشدم انقد باهات بازی کردم تا...
23 خرداد 1394

دو ماهگی علیرضا جووونی

قندعسلمون دو ماهه شد.   خدایا هزاران مرتبه شکرت میکنم که یه ماهه دیگه از زندگی علیرضا به سلامتی   گذشت. خدایا شکرت که مثه همیشه هوای خونواده سه نفرمونو داری.    علیرضای عزیزم دو ماهه شدنت مبارک:         اینم تو و کیک دوماهگیت:         اینم تو و بابا:       دوست دارم نفسم ...
23 خرداد 1394

عاشقتم

علیرضا جووونم   عاشقتم   عاشق همه حالاتتم   عاشق خندتم     عاشق تو فکر رفتنتم     عاشق زبون در آوردنتم     عاشق جذبه تم     عاشق تعجب کردنتم     عاشق شیطنتتم     عاشق لبخند نازتم     عاشق نیم رختم     دوست دارم نفسم ...
23 خرداد 1394

اولین بار که بهم خندیدی

علیرضا جووونم   تا حالا هر وقت میخندیدی یا تو خواب بوده مثه اینا     یا اگه بیدار بودی تو حال وهوای خودت بودی و با فرشته ها میخندیدی مثه اینا     ولی امروز برای اولین بار وقتی باهات حرف زدم یهو تو صورتم نگاه کردی خندیدی.       الهی فدات بشم که منو میشناسی و بهم میخندی.   دلم میخاست زمان همینجا یهو متوقف بشه و تو همش بهم نگاه کنی و بخندی.   گل نازم با خنده ات، با نگاهت همه خستگیهامو در کردی که هیچ، تازه کلی انرژی   بهم دادی. انقدر انرژی بهم دادی که میتونم ساعتها پلک نزنم و فقط به نگاهت...
23 خرداد 1394

دعا برای آقاجون

عليرضا جووونم چند روز بعد از چهل روزگی تو بود که آقاجون حالش بد شد و   بیمارستان بستری شدن. دکترا تشخیص دادند که باید آقاجونو عمل کنن. هممون   خیلی ناراحت بودیم. من ازت خاستم که با اون دل پاک و کوچیکت برای آقاجون   دعا کنی تا زودی خوب شه و سالم بیان خونه.   نفسم ممنونم که برای آقاجون دعا کردی.   اینم عکست تو بقل آقاجون بعد از مرخص شدن از بیمارستانه:     علیرضا جووونم تو مدتی که آقاجون بیمارستان بودن  وقتی مامان میخاست بره   بیمارستان یا میرفتی خونه عمه یا خونه  خاله فاطمه.     این عکسو وقتی خونه خاله فاطم...
19 خرداد 1394

حموم چهل روزگی

علیرضا جووووونم بعد از چند بار که دکترتو عوض کردیم، دکتر تشخیص داد که تو    کولیک داری.  الهی فدات بشم که اون دل کوچولوت درد میکنه. کاش میشد همه   درداتو من بکشم. گاهی شبا تا صبح فقط گریه میکنی و پاهاتو تو دلت فشار   میدی.  وقتی فکر میکنم که تو چه دردی میکشی که حتی نمیتونی بخابی دیوونه   میشم.  گاهی وقتا هم که دیگه طاقتم تموم میشه و باهات گریه میکنم. من فدای   اشکای  کوچولوت بشم. دیگه بیخابی و شب بیداری برام مهم نیست. فقط از خدا   میخام زودتر  دلت خوب شه.   امروز 40 روزه شدی. مامانی اومد خونمون که تو رو ببره حمو...
19 خرداد 1394

یک ماهگی علیرضا جووونی

قند عسلمون یه ماهه شد   خدای خوب و مهربونم مثه همیشه شاکرتم   شاکرم که به ما لطف کردی و  يكي ا ز فرشته های نازتو به خونه ما فرستادی   شاکرم که به من و محمد این فرصتو دادی که پدر و مادر این فرشته ناز باشیم   شاکرم که یک ماه هوامونو داشتی تا با کمک تو بتونیم برای اولین بار لذت پدری و   مادری رو با  تمام وجودمون حس کنیم   شاکرم که ما یه خونواده سه نفره ایم   خدا جوونم قول میدیم با تمام وجودمون از هدیه بی همتا مراقبت کنیم         اینم عکسات با احسان جوووونی   ...
16 خرداد 1394

همه خنده های علیرضا تا یه ماهگی

علیرضا جوووووونم   نفسم   عشقم   قند عسلم   هستیم   به خاطر وجود تو روزی هزار هزار بار خدا را شکر میکنم. خدا رو شکر میکنم که   تو فرشته  نازم رو به ما هدیه داد. فرشته ای که خنده های تو خوابشو با هیچی   هیچی هیچی تو دنیا  عوض  نمیکنم ، حتی اگه مجبور باشم به خاطر شکار این   خنده ها ساعتها بالا سرت منتظر باشم  به خدا می ارزه .   نمیدونی که چقدر شیرینه   اینا همه خنده های تو خواب قندعسل مامان و باباست:         ...
5 خرداد 1394

قندعسل و نوروز 94

علیرضا جووونم   بهت تبریک میگم که اولین بهار زندگیتو دیدی   پسر نازنینم، غنچه باغ زندگیمون   من و بابا آرزو میکنیم که هزاران بهار دیگر رو تجربه کنی   آرزو میکنیم که همیشه سالم و خندان ببینیمت   خدا جوووونم خودت هوای علیرضا کوچولومونو داشته باش   علیرضا جونم اینم عکست با اولین هفت سین زندگیت       عاشق و دیوونه خندتم     اینو با کارت هدیه ای که آقاجون و مامانی بهت عیدی دادن خریدیم     این ماشین خوشگلم عمو حاج ولی و زنمو از کربلا برات خریدن     این...
5 خرداد 1394
1